سید محمد طه هاشمی سید محمد طه هاشمی ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

ستاره آسمون زندگی ما

ماجرای سربازی رفتن زندگی مامان و بابا

1392/7/6 11:54
نویسنده : B.M
473 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر عزیزم منو ببخش مامانی که خیلی وقته نتونستم بیام و برات بنویسم آخه خودت که می دونی عزیز دلم، شما همه وقته منو به خودت اختصاص دادی منم دلم می خواد همش پیشت باشم و باهات بازی کنم گل پسرم.
ولی امروز که شما در خواب ناز به سر می بری طبق معمول من حوصلم سر رفت و می خوام برات ماجرای سربازی رفتنت  رو تعریف کنم که لباس پوشیدی و می خوای بری سربازی الهی مامان فدات بشه خیی دوست دارم عاشقتم.

 

محمد طه به مامان و باباش گفت که می خوام در مورد قضیه مهمی با شما صحبت کنم.گفت که چون دیگه مردی شده می خواد زودتر بره سربازی چون این کاریه که بالاخره باید انجام بده

 

و با مخالفت شدید مامان و بابا روبرو شد مخصوصاً مامان .چون خودش می دونست که بابا رو چه جوری راضی کنه به خاطر همین خیلی متعحب شد و به فکر فرو رفت.

 خلاصه با کلی خواهش از بابا خواست که مامان رو هم راضی کنه تا بالاخره مامان با گذاشتن کلی شرط قبول کرد  محمد طه خیلی خوشال شد

خواست که ازش عکس یادگاری بندازیم

بعد سوار بر کالاسکه عزم رو جزم کرد، ولی تا مامان رو دید شروع کرد به گریه کردن

حالا دیگه موقع خدا حافظی رسیده و محمد طه نمی تونه از مامانش جدا بشه چون تازه فهمیده که اگر بره از شیر مادر خبری نیست و باید شیر خشک بخوره

بابا دوباره به پسر یادآوری کرد که مردی شده و گل مامان آروم شد و خداحافظی کرد و داره می ره سربازی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

بابا
1 آبان 91 14:41
پسر بابا امروز تو اداره خیلی خسته بودم اما همین که اومدم این مطلبو خوندم تا 5 دقیقه فقط میخندیدم.


هههههه عاشقتم بابا جون. بوس
عمومجتبی
1 آبان 91 22:56
سلام
عمویی دیگه بزرگ شدی
با مامان بابات کاری ندارم
چطوری سردار ستاد؟
مخلصم برادرزاده سردارم برم
بچم واسه خودش کماندو شده
آموزش تو شرایط سخت دیده
سردار همیدگه رو ملاقات می کنیم تو این روزا
حواست به اوضاع باشه سردار
برمیگردم
خیلی وقت بود سردار نبوسیدم


مرسی عمو جون.مخلصیم سردار
مامان اریا
2 آبان 91 9:51
عسلی جون سربازی هم میری به سلامتی حالا چرا انقدر عجله داری مگه اونجا حلوا خیرات میدن باش تا موقعش یه بوس برای گل روی ماهت به ما هم سر بزنید خوشحال می شیم


مرسی مامان آریا جان که به ما سر زدی چرا وب شما باز نمیشه می ره توی صفحه اصلی نی نی وبلاگ!!!


پریسا مامان امیر حسین
18 آبان 91 22:56
ای دون ای دون عسییییییییسم یه ماچ ناز بکنش بگو با پسر من هم دورس ههههههههههههه


مرسی پریسا جون شما هم پسرتو ببوس تبریک هم می گم. بله کهبا پسر شما دوسته لینک می کنم عزیزم